به من سپیده ترین لحظه امید، تویی
رسول باور آن جلوه های دید، تویی
گره گاه حواسم ز هر سمت و سوی
که منتهی شود آنجا خط رسید، تویی
پُرم ز شعر، پرم از ترانه میبینم
ز انفجار چنین لحظه پدید، تویی
رسم به عشق بگیر آی دست احساسم
که آن نشانه زیبایی را نوید، تویی
ز آبگون دل آسمان الفت من
طلوع روشن آیینه های عید، تویی
نوشته های دلم پُر سطور رنگی عشق
بنفش، سرخ، گلابی به این سپید، تویی
همو که در نفس تازگی این غزلم
حریر سبز خیال مرا تنید، تویی