به این جا رسیده است جریان محمد
سر نیزه رفته است قرآن محمد
در هر دکانی، پی لقمه نانی
حراج است ایمان ارزان محمد
به جز لحن تجوید و تزویر و تمجید
نمانده است چیزی از ایمان محمد
نمانده ست چیز زیادی از اسلام
زیاد است اگرچه مسلمان محمد
ببین دختران زنده در گور جهلاند
در این دوره ی قحط انسان محمد
به منجی بگو زین کند اسب خود را
که در رفته افسار عصیان محمد
رسانده به لب جان درماندگان را
غم نان محمد، غم جان محمد
بیاویز ما را به حبل المتینت
که می ترسم از روز پایان محمد (صلوات اﷲ و سلامه علیه)