آخرین اشعار

برخیز دیگر فرصت غمگین‌ نشستن نیست!

برخیز دیگر فرصت غمگین‌ نشستن نیست!
امکانِ ویران آن‌ سوی کلکین‌ نشستن نیست

بهتر که از رویا سر و دوشت سبک باشد
این حلقه هم در شأنِ با تمکین‌ نشستن نیست

آیینه می‌خواهد جذامی‌ها چه کار، این‌جا
جایی برای ساکت و سنگین‌ نشستن نیست

دردت به جانم، بالشی را بر دهان بگذار
در خانۀ ما رسم بر بالین‌ نشستن نیست

از پله‌تنگی کم کنی پیشی یگان پله
حُسن مجالس یک نفر پایین‌ نشستن نیست

نقش زمین از مادیانی مست خواهی شد
تنها شگرد پهلوان بر زین‌ نشستن نیست

یک مشت کاغذ در دهان باد می‌گردی!
دیدی که از مصراع آغازین «نشستن» نیست!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه