آخرین اشعار

برای تاک های تشنه

ای ابر خشک! آبی از اين چشم تر ببر
در گوش تاک تشنه ز باران خبر ببر

غربت نصيب سهرۀ بی بال و پر مباد
تا آشيان سوخته اين مشت پر ببر

محروم روشنی نتوان زيست سالها
نامی ز ما به گوش گران سحر ببر

خاکستريم و خاطرۀ باغ در بغل
بيم از چنار و زهر نظر از تبر ببر

ای تند باد! خرمنی از خنجر طلوع
بر کاهنان معبد شب زودتر ببر

ايوان صبح ز آتش دل گرم ميشود
هر اخگر خموش فراسوی در ببر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه