آخرین اشعار

با غم یار آشناست کفتر دست‌های تو

با غم یار آشناست کفتر دست‌های تو
است پر از نیاز من پنجره دعای تو

از بر و دوش آسمان پشت سر ستاره ها
زمزمه میکند خدا شعر مرا برای تو

کوه پر از تپیدن و دشت پر از ترنم است
باز ستار زنده گی پُر شده از هوای تو

صبر، پرنده یی شد و برگ تحملم فتاد
سینه سبز آرزو ماند به زیر پای تو

با چه بهانه یی دگر خوشدلِ آمدن شوم
قامت ناتمام یاد سبز شده به جای تو

با سخنی، نوازشی بر کف دست او گذار
آمده پیش خانه ات رهگذر گدای تو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه