آخرین اشعار

باید زخم‌هایم را ببندم

باید زخم‌هایم را ببندم
بوی تند خون گرگ‌ها را به این سو می‌آورد
بوی خون
بوی استخوان‌های شکسته
بوی بوته‌های نیم‌سوختۀ دستمالت
عشقی به جامانده در آشوبۀ زخم‌هایم
که از زمان‌ها گذشته‌ است
از رودخانه‌ها
دریاها
مثل ماهیانی با نیزهایی بر گرده‌هاشان
رد خونابه‌هایی در جریان
این صداها
صدای پای گرگ‌هایند
گل‌مؤمنه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه