باز دنیای مرا نالید و رفت
بغض فردای مرا نالید و رفت
آمدو دلگیر و سرگردان نشست
روح تنهای مرا نالید و رفت
آمد و تنها و ویران مانده بود
یاد شب های مرا نالید و رفت
زنده گی تقویم غم ها گشته بود
بخت رعنای مرا نالید و رفت
بعدها از دست عاشق بودنم
خواب رویای مرا نالید و رفت
ماهی یی گردید و بهر بغض خود
نقش دریای مرا نالید و رفت