آخرین اشعار

ای پرتگاه دور از دسترس من!

پرتی

ای پرتگاه دور از دسترس من!

دلتنگی

مثل یک‏ خانه خودکشی

دیوان‌ه‏ای

چون انگشتی‏ که تا بیخ

در بینی فرو برود

شاپرک‌‏ها

از پوسید‏گی پيله‏‌ها بیرون می‏‌زنند

تا روی خاکستر سگرت و

مزرعۀ ملخ زدۀ موهایت

سرگردانی

دنبال چیزی

بی ‏آن‏ که بدانی

خیابان‏ ها

به خطوط خیرۀ کف دست و پیشانی‌ات

ختم خواهند شد

خاک از خواب ابدی بر خواهد خاست

و بر روی تو خواهد نشست

پیش از آن‏که درخت

آخرین برگش را بهار بنامد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه