آخرین اشعار

این‌ها تویی؛ صحرا و سنگ و کوه و رودی نیست

این‌ها تویی؛ صحرا و سنگ و کوه و رودی نیست
زیبایی‌ات را ـ هر چه می‌بینم ـ حدودی نیست

دلتنگ آن آغوش تنگم، هیچ تصویری
اندازه چشم تو شرقی و شهودی نیست

لای دو انگشت تو با سیگار می‌سوزم
از ساختن با سوختن هم هیچ سودی نیست

حتا ترا با بالشی یک‌جا نمی‌خواهم
عشق است این، خودخواهی و بخل و حسودی نیست

وقتی که اسباب تماشایت فراهم نیست
وقتی شرابی نیست، شوری نیست، دودی نیست

شیطان نومیدم، وجودم ساز غمگینی است
یک گل نشاط از ـ روزگاری که تو بودی ـ نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه