سالها شد
آفتاب گرم اُكتبر درخشان است
تا به كی ای خلقهای خسته از شلاق
حلقه زنجیر را از اشك میشویید؟
تا به كی از گور زندانها رسد فریاد؟
گوش من لب تشنه فریاد زنجیر است
با فروغ مشعل اندیشه لِنین
با قیام گرم توفانخیز و خونین
بشكنید این بندها را
بشكنید این بندگی را
رو به فرداهای روشن
رو به آزادی جاویدان