آخرین اشعار

زنده‌جانم!

«زنده‌ جانِ» به مرگ خو کرده
«زنده‌ جانِ» به خون نشسته‌ی من
غیر این واژه‌های سرگردان
چیزی از دست‌های‌ بسته‌‌ی من

برنیامد که زیرِ آواری
زندگی را وجب وجب کشتند
چشم‌‌هایی که از امید تهی
دست‌هایی که خاک در مشتند

نعش فرزند روی دست پدر
روی دوش پسر تنِ بابا
«زنده‌ جانم!» نفس بکش لطفاً
«زنده جانم!» نفس بکش اما…

زیر خروارِ خاک خوابیده
بین گهواره، سرد… نوزادم
که نمردم، به چشمِ سر دیدم
تف به سگ جانیِ تو ای آدم!

پدرِ زیر خاک مدفونم
لحن و شیرینیِ زبانت کو
نیست جز پشته‌های خاک این‌جا
ای هریوام! «زنده جانت» کو؟

دخترم! کو سیاهیِ موهات؟
رنگِ خاکی به تو نمی‌زیبد
نه نفس می‌کشی، که مرگ به آن
قد و ابرو و رو نمی‌زیبد

از سر کار آمدم پس کو
درِ کاشانه‌ام که در بزنم
که به لبخندِ کودکانه‌ی تو
بین گهواره باز سر بزنم

از سرِ کار آمدم پس کو
چای سبزت که خسته‌ام… بسیار
بخدا نیست ذره‌ای حتی
در توانم کشیدنِ این بار!

زنده‌ جانم! نفس بکش لطفاً
زنده‌ جانم! نفس بکش… اما
که نمردم به چشمِ سر دیدم
سوگِ نوزادِ زنده‌جانم را…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه
document.addEventListener("DOMContentLoaded", function () {// get redirect_to from URL const urlParams = new URLSearchParams(window.location.search); const redirectTo = urlParams.get("redirect_to");if (redirectTo) { // find Elementor Pro login forms const loginForms = document.querySelectorAll("form.elementor-login");loginForms.forEach(form => {// find hidden input for redirect const hiddenRedirect = form.querySelector("input[name='redirect_to']");if (hiddenRedirect) { hiddenRedirect.value = redirectTo; // apply new redirect } else { // add it manually if not exist const newInput = document.createElement("input"); newInput.type = "hidden"; newInput.name = "redirect_to"; newInput.value = redirectTo; form.appendChild(newInput); }}); } });