غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
در خیمهگاه، غیر تو سالار کس نبود
عباس رفته بود و سپهدار کس نبود
گه اخم، گهی قهر، گهی جوشش لبخند
با سادهدهاتی چه نیازی است به ترفند!
باز امشب دوباره میچینم سفره و چای قند پهلو را
تا کنار تو من مرور کنم چار فصل پر از هیاهو را
تسبیح و فال حافظ و قندان نقرهکار
فرهنگ انگلیسی و دیوان شهریار
سحری به یاد رویت هوس نماز کردم
به حضور دل تپیدم به خدا نیاز کردم
تصویرهای بُرده، پس آورده بادها
از مادران خسته دل گلمرادها
آقا بگو به پنجره ها بازتر شوند
با مژده ی رسیدن تو خوش خبر شوند
عاشقتر از من هیچکس پیدا نخواهد شد
مهتاب در چشمان من زیبا نخواهد شد
بس کن به سمت باد، دویدن را
با سر به پای هرکه خمیدن را
تا دیدمت ندیدم خود را و دیگران را
لرزیدم و شنیدم تار و ترنگ جان را
دیدمت صبحدم در آخر صف، کولۀ سرنوشت در دستت
کولهباری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هِشت، در دستت
ناله به دل شد گره، راهِ نیستان کجاست؟
خانه قفس شد به من، طرفِ بیابان کجاست؟