غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
با سنگ هوس شیشهی انگور شکستند
جام عسل و جامهی زنبور شکستند
دو روز بعد پدر می شود فراموشت
همین دو دیده ی تر می شود فراموشت
ترکمنزادۀ مزار کجاست؟
تاشقرغان خوشگوار کجاست؟
امشب میان این گلو یک بغض مهمان من است
این سرفه های لعنتی آهنگ قلیان من است
شبی که قصه فانوس و باد میگفتند
چراغها همگی زنده باد میگفتند!
بیست سال است به دامان شما چنگ زده
در دوراهیّ جهان دخترک جنگزده
آشتی سیب بهشت است برای چیدن
من و تو زنده به این یک دو نفس خندیدن
کارگاه بتگری از چشم تو آغاز شد
همزمان پیغمبری از چشم تو آغاز شد
وقتی نبود عاشقی دنیا چگونه بود؟
دنیا تهی ز عشق خدایا چه مینُمود؟
وظیفهییست بهدوش من انتقال شما
که هست فکر منی خسته چرخبال شما
من دیده ام روایت صد درد و داغ را
تصویری از قیامت خونین باغ را
ای همدم همیشۀ من آشنای من
بی تو هزار غصه دمد از نوای من