غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
قطار می شوی و کوپه های بی نفرم
بجز دو ریل شکسته نمانده از سفرم
دلتنگم و دو چشم تو پیدا نمیشود
مادر! در این غبار دری وا نمیشود
تَمِشک مَیخوش و پیراهن سپیدِ کتان
بلوغِ سرخِ انار و شقاوتِ دندان
تو سفر رفتهای و خستهگیات مال من است
من به دنبال تو و مرگ به دنبال من است
یا جنسِ اَسترِ بدنت سادهتر شده
یا دوختِ لباس تنت سادهتر شده
دریغا عطر نارنجی که راز آمیز در قوطی
به کشتن داد شهری را پر از پاییز در قوطی
کسی ندید که من حرف عاشقانه زدم
به لطف ساده گیام در دلت جوانه زدم
سرگرم یا حسینم و دلتنگ یا حسن
دلتنگ بیقراری آهنگ یا حسن
خستۀ روزگار ناآرام، من همانم که جان نمیخواهد
کشتنم انتخاب سختی نیست، زدنم امتحان نمیخواهد
ﻣﻦ ﺳﺮﮔﺬشتهای ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺭﺍ
ﺑﯽ ﺣﻀﻮﺭ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ
ای یار! ای زیباترین! هر جا که باشی دوستت دارم
عشقِ نهانِ نازنین! هر جا که باشی دوستت دارم
آغاز بهار است اگر تن بتکاند
در باد برآید سر و گردن بتکاند