دلتنگم و دو چشم تو پیدا نمیشود
مادر! در این غبار دری وا نمیشود
تَمِشک مَیخوش و پیراهن سپیدِ کتان
بلوغِ سرخِ انار و شقاوتِ دندان
تو سفر رفتهای و خستهگیات مال من است
من به دنبال تو و مرگ به دنبال من است
یا جنسِ اَسترِ بدنت سادهتر شده
یا دوختِ لباس تنت سادهتر شده
آن شب که سخن چو بیهقی می گفتی
با لطف بیان ازرقی می گفتی
دریغا عطر نارنجی که راز آمیز در قوطی
به کشتن داد شهری را پر از پاییز در قوطی
کسی ندید که من حرف عاشقانه زدم
به لطف ساده گیام در دلت جوانه زدم
در صحن شما عشق تلاطم کرده
باران به روی سنگ تیمم کرده
سرگرم یا حسینم و دلتنگ یا حسن
دلتنگ بیقراری آهنگ یا حسن
خستۀ روزگار ناآرام، من همانم که جان نمیخواهد
کشتنم انتخاب سختی نیست، زدنم امتحان نمیخواهد
دهقان هرات! سرخوش و شاد بزی
صد سال ز تیر تا به خُرداد بزی
پشتو گفتا دری مرا کرد خراب
نالید دری ز دستِ پشتو بیتاب