میخواستی گلسرخی برایم بیاوری
میخواستی بخندم...
صد نسل کبک مردند، اما قفس بحال است
زین بیشتر ببالد، بسیار احتمال است
هر روز نه، بگشای بغل هفتهی یک روز
بگشای بغل حد اقل هفتهی یک روز
بعد از گناه خوردن گندم جدا شدیم
ما هر دو از بهشت تفاهم جدا شدیم
ای باغ در غم تو چه تنها گريستم
کوهم، ز دوری تو چو دريا گريستم
پیشانیات هنوز دو خط چین نخورده: یک
زیبایی بلند تو پایین نخورده: دو
غريبی در پی جنگ است دايم با من ای دنيا
بماند يا غريبی ها بمانم يا من ای دنيا
امشب حكايتى ز گلستانم آرزوست
آب و هوايى ملك عزيزانم آرزوست
کور روزت شوم برادرجان! کور روزت شوم برادرِ قند!
این چه آوردهای به حال خودت؟ غصهها بر سرت چه آوردند؟
صبح شد آواز ده خورشید را، قرآن بخوان
باز گو در زیر لب یا ربنا قرآن بخوان
برایم بخوان محمّد
می خواهم برگردم...
گل به روز است پر و بال فروان در دست
چاک در چاک و پریشان و گریبان در دست