آخرین اشعار

یارب این شام سیه را سحری خواهد بود

یارب این شام سیه را سحری خواهد بود
وز دم صبح سعادت اثری خواهد بود

آرزو مُرد، دل افسرده‌‌ شد و عمر گذشت
دیگر از عهد جوانی خبری خواهد بود

در فضائی که بُود حکمروا ظلمت و آز
شام محنت زدگان را قمری خواهد بود

ره بسی تنگ،‌ فَرَس لنگ، گذرگه همه سنگ
کاروان را سر سیر و سفری خواهد بود

در ره عشق “فدایی” که خطرهاست به جان
نیست پیدا که چو شیرت جگری خواهد بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه