پدر
خواب دیدم دریا شدهای
عظیم و با وقار
با جزر و مد بسیار
میروی که بر نگردی
خواب دیدم کوه شدهای
ایستادهای استوار
صدایم در تو می پیچد
تا ناکجا
و بر میگردد بی هیچ پاسخی
نبودنت صخرهایست که مدام به سرم میکوبد
که مدام دردم میدهد
در تنهایی
و در میان جمع