آخرین اشعار

احمد! نه طلوع می شناسم، نه غروب

احمد! نه طلوع می شناسم، نه غروب
از قحط شمال تا به طوفان جنوب

با مردم بی نوای خود می گویم
افسانه ی یک خرمن وصد خرمنْ کوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه