آخرین اشعار

نهنگ ها

باد زنگوله گشت و درّه پر از همصداییِ زنگ‏ ها با مرگ
ماه از درّه رفت و پر شده‏ است، آرزوی پلنگ‏ ها با مرگ

من به دنبال جرأتی هستم، جرأتی جنس آب‏ های خلیج
جرأتِ اینکه روبرو بشوم، آنچنانکه نهنگ‏ ها با مرگ

قِزِل‏ آلا شبی که عاشق شد، می‏رود سر به سنگ می‏ کوبد
این چنین سود می‏توان بُرد از نسبت لُختِ سنگ‏ ها با مرگ

می ‏روم روبه‏ روی جوخه‏ ی عشق، دستها بسته، چشم‏ها بسته
یک ‏به‏ یک عاشقانه پر شده‏ اند، لوله‏ های تفنگ‏ ها با مرگ

سبز، قرمز، سفید، آبی، زرد، همه یک رنگ می ‏شود وقتی
در شب چشم‏ هات می پیچد، طول امواج رنگ‏ها با مرگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه