آخرین اشعار

نشسته‌ام که نگویم از این هزاره‌ی سوم

نشسته‌ام که نگویم از این هزاره‌ی سوم
از این زمینِ معاصر، از این ستاره‌ی سوم

در این شکستن و بودن، سکوت چاره‌ی اول
سکوت چاره‌ی دوم، سکوت! چاره‌ی سوم

دو استخاره بد آمد (خیالِ خالِ تو با خود)
به خاک می برم اینک به استخاره‌ی سوم

و من که مرده سرودم، دوباره مرده سرودم
و باز مرده سرودم، در این دوباره‌ی سوم

همین قدر که بدانی! دلار، بمب، هیاهو
اتم، شکنجه، طلا، مس، زمین: هزاره‌ی سوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه