آخرین اشعار

شغاد بارگان

با ابعادی
به طول و عرض و عمق جنایتی
با هول‌انگیزی کله‌ منارها
با دست شغادبارگان برادر خوانده
نقبی زده می‌شود
بن بست هفتخوان رستم را
و بندها را پاره می‌کنند
475 دیو سیاه
از درون چاهی
با سرنیزه‌هایی که ماه را نشانه گرفته‌اند
تا با خشم دینامیت برآورند
پندارمایۀ هستی را
از کاسۀ سر آهنگرزادگان
که ضحاک‌های عصر دیجیتال گرسنه‌اند
*****
کاوۀ دلبندم!
در کورۀ ملتهب چروک‌های پیشانیت
خشم دردهایت را پنهان کن
شاید!
نه!
حتمن!
روزگاری
برگ‌های خشکیدۀ پاییزان اساطیریت
دالان تاریک کپک‌زدۀ این تاریخ سیاه را
در نوردد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه