برای من سفر قندهار ماتم بود
گلوله، مرگ، شقیقه، شکار ماتم بود
به یک دقیقه هزاران درخت از پا ماند
به صف نشستن چوب مزار، ماتم بود
بجای باغ بزرگ انار ِ “زرغونه”
شروع زندگی کوکنار ماتم بود
غروب ها که به بازار بلخ می رفتم
کنار خانه ی ما انتحار ماتم بود
شهید ساده ترین نام دوستان من است
همیشه قسمتم از روزگار ماتم بود