بخوان به نام خودت تا همیشه زنده بمانی
اگر چه خسته و تشنه؛ ولی برنده بمانی
بمان که مرگ بمیرد به پیش چشم قشنگات
میان جان و جنونت دلِ تپنده بمانی
چقدر حس قشنگ است، موج موی خودت را
شبیه پرچم آزادهگان جهنده بمانی
کی گفته است که پروازِ دور از تو بعید است
میان مور و ملخ بوده و پرنده بمانی
اگر چه بیشه پر از هایوهوی خشم پلنگ است
به دشت حادثه آهوگک دونده بمانی
برقص در تب عصیان خود، گناه دروغ است
مباد این که به یک ماجرا بسنده بمانی
به هوش باش که مرداب نام مردن آب است
به هوش باش، رها از خودت رونده بمانی
بخوان که در تن آزادهگیت عشق برقصد
دوباره تازه شود گل که در برنده بمانی
بخوان به نام زن آهنگِ آفرینش و از نو
بِدَم به جان جهان تا دَم دمنده بمانی…