تو را که شاد نباشد ترانه راضی باش!
زیاد گریه نکن روی شانه راضی باش!
شدهست بیش و کم از اشک جیب هایت پر
چه باک اگر شده خالی خزانه، راضی باش!
نشانههای تو را باد با خودش بردهست
از این به بعد بدون نشانه راضی باش!
به هر جهت که بچرخید و چرخ داد بچرخ
از این زمانه و دور زمانه راضی باش!
مرور کن وسط راه شعر هایت را
اگر نبود تو را آب و دانه راضی باش!
هم از خزان که تو را میکشد به تیغ نترس
هم از بهار بدون جوانه راضی باش!
بخواب نعش پدر مرده گور جای تو نیست
دراز خواب کن از سردخانه راضی باش!