دل گرمی مگر در خاک خون شد
که با اين شعله جوشيد و برون شد
بفرما از کجا اين گرمی اندوخت
که آتش ميتوان زين آب افروخت
رگ سنگی به نيش ناله خون ريخت
خروشی سر بر آورد و جنون ريخت
که اين آب جنون جوش شرر زاد
گداز سعی مجنون است و فرهاد
دل گرمی مگر در خاک خون شد
که با اين شعله جوشيد و برون شد
بفرما از کجا اين گرمی اندوخت
که آتش ميتوان زين آب افروخت
رگ سنگی به نيش ناله خون ريخت
خروشی سر بر آورد و جنون ريخت
که اين آب جنون جوش شرر زاد
گداز سعی مجنون است و فرهاد