آخرین اشعار

دل گرمی مگر در خاک خون شد

دل گرمی مگر در خاک خون شد
که با اين شعله جوشيد و برون شد

بفرما از کجا اين گرمی اندوخت
که آتش مي‌توان زين آب افروخت

رگ سنگی به نيش ناله خون ريخت
خروشی سر بر آورد و جنون ريخت

که اين آب جنون جوش شرر زاد
گداز سعی مجنون است و فرهاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه