توئی یک قلّه، ما از کوه، پژواک صدا بودیم
تو پابرجاترین، ما هم به دامانت رها بودیم
صلابت با بصیرت دیدهایم آنسان به تصمیمت
که عمری پای عزم آهنینت جانفدا بودیم
خبر آمد که بیت امروز یکسر کربلا گشته
تمام شب نخوابیدیم و در حال دعا بودیم
از آن روزی که با سیّد علی بستیم پیمان را
به امید اطاعت از امام مجتبی بودیم
در این چل سال رنج کربلا را بارها دیدیم
نلرزیدیم هرگز، چون کنار مقتدا بودیم
زمانی در کنار اکبر و عباس جنگیدیم
دمی گلهای پرپر گشته بین لالهها بودیم
پس از این باز هم بر عهد و پیمان با ولی هستیم
چنان که پیش از این در خط فرمان شما بودیم
صبوری نیست ممکن، بعد تو آقا! خدا حافظ
اگرچه بندگانِ قدرنشناس خدا بودیم