آخرین اشعار

اگر تو را بِدَرَم گُرگِ هار خواهم شد

اگر تو را بِدَرَم گُرگِ هار خواهم شد
و پیش خلق چه با اعتبار خواهم شد

اگر تو را بدرم، تکّه تکّه تکّه کُنم
به دردِ خوردنِ انسان دچار خواهم شد

میان پیرهن پاره‌ات چو مرگ نبود
در آستین نَوَت، نیز مار خواهم شد

که گفته جادۀ پیشینِ دوستی بسته‌ست
گرفته‌ام بغلت، باز «یار» خواهم شد

چه حاجتی‌ست خَریدن؟ کنون‌که جمله خَرَند!
چه‌گونه غیرِ شما را سوار خواهم شد؟!

نشسته بر دلِ راه‌آهنی و… لطفِ رفیق؟!
برای رد شدن از تو قطار خواهم شد!

مپرس: هیچ گلویی زدی؟ اگر تیغم
برای روزِ مبادا به‌کار خواهم شد

به این نتیجه رسیدم که جنگل است جهان
دَمی که گُرگ نباشم شکار خواهم شد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه