آخرین اشعار

از یادِ خدا رفته، نامِ من و نامِ تو

از یادِ خدا رفته، نامِ من و نامِ تو
از دهر نشد حاصل، کام من و کامِ تو

گردونِ گدازنده، بگذار که تا سازد
در کورۀ خود پُخته، خامِ من و خامِ تو

یک شاخه و یک ریشه، یک اصل و نسب داریم
دور اند چرا از هم، بامِ من و بامِ تو؟

بیگانه چرا گشتیم، مائیم بنی آدم
از بطنِ حوا باشد، مامِ من و مامِ تو

ما هر دو اسیرانیم، پا بسته و پَر بسته
تا باز کی بیگشاید، دامِ من و دامِ تو

همگام اگر گردیم، شاید که شود روزی
این توسنِ روز و شب، رامِ من و رامِ تو

تا سر نکشیم هر دو، یکجا يه سرودِ صبح
فرجام نمی‌یابد، شامِ من و شامِ تو

برخیز که ره پوییم، سوی شفقِ گلگون
تا پُر شود از خورشید، جامِ من جامِ تو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه