آخرین اشعار

مادرم

كاش میشد پرنده ای بودم، میزد از شوق، بال و پر سویت
میشدم تحفه ای به دستانت یا گل سرخ، لای گیسویت

مثل هر سال خنده می كردی میزدی بوسه بر سر و رویم
میشدم كودكی، به یاد قدیم، می نشستم به روی زانویت

میدویدم همیشه بی پروا، ناز میدادی ام رقم به رقم
دورم امروز از تو مادرِ من، شده دلتنگ، باز، آهویت

تو بهار منی عزیز دلم، من همان شاخه ی ضعیف درخت
دست‌هایت شبیه معجزه اند، مثل خورشیدِ مهربان، رویت

خوش به حال درخت همسایه میتواند تو را نگاه كند
یا همان روسری “گاج” سفید، می كشد دست بر سر و مویت

ماهتاب منی تو ای مادر، میشوم خاك پای تو هردم
كاش میشد نسیم می آورد، ذره ذره دل مرا سویت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه
document.addEventListener("DOMContentLoaded", function () {// get redirect_to from URL const urlParams = new URLSearchParams(window.location.search); const redirectTo = urlParams.get("redirect_to");if (redirectTo) { // find Elementor Pro login forms const loginForms = document.querySelectorAll("form.elementor-login");loginForms.forEach(form => {// find hidden input for redirect const hiddenRedirect = form.querySelector("input[name='redirect_to']");if (hiddenRedirect) { hiddenRedirect.value = redirectTo; // apply new redirect } else { // add it manually if not exist const newInput = document.createElement("input"); newInput.type = "hidden"; newInput.name = "redirect_to"; newInput.value = redirectTo; form.appendChild(newInput); }}); } });