غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
شبی به وسعت رویا، شبِ رمانتیکی
به خوابم آمدی از کوره راه تاریکی
من و دو چشم و هزار انتظار تا فردا
اگر چه نیست به عمر اعتبار تا فردا
پدر تو غصه نخور؛ من همیشه دربدرم
فقط بخند به این سرنوشت بی پدرم
همواره است ورد زبان یا علی مدد
زیباترین سرود جهان یا علی مدد
ناگهان از در درآیی، در چه کیفی میکند
صندلیِ خالیِ دفتر چه کیفی میکند
هردم که باغ پیرهنت باز می شود
درمن هوای سیب تو آغاز می شود
نمیرود هوای تو هم از سر جهان من
ای عشق ناگهان من، ای عشق ناگهان من!
حرف از تو میزنم غزلِ ناب میشود
دل در بغل دچار تب و تاب میشود
آنسوی دریا خانهی ویرانهیی دارم
یک سرگذشت بیسر و سامانهیی دارم
لبم برداشت از روی لبت سوءتفاهم را
غزل بر این تفاهمنامه زد مُهر تبسم را
عمیق باد، اگر زخم جاودان که تو باشی
رفیق باد غمی در حریم جان که تو باشی
چون آبِ روی تابه نداری دمی قرار
افتادهای چو اشک غم از چشم روزگار