رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
دهقان هرات! سرخوش و شاد بزی
صد سال ز تیر تا به خُرداد بزی
پشتو گفتا دری مرا کرد خراب
نالید دری ز دستِ پشتو بیتاب
زین پیش دلم کشتهٔ دیدارِ تو بود
جانم به هزار سر هوادارِ تو بود
ما بلبل و فصلها زمستان اینجا
ما نغمه و روزگار ویران اینجا
حالا که جهان چه خوب و بد در گذر است
پیش آر و به سفره نه چه خشک و چه تر است
گفتیم: غذای تلخ ما حلوا بود
دیروز درفش نام ما بالا بود
اینجا رخِ تازه خاطرِ شادی نیست
سوگ است و سیاهی است و آزادی نیست
چون شانه به گیسوان کابل زده است
از بلخ گلی به روی کاکل زده است
در این کشور که از داد است خالی
جوالی کی رسد تا پیش والی
زمین است این وطن یا سرزمین است
که دایم پایمال آن و این است
خواندیم از او صلابت دریا را
دیدیم در او نجابت دریا را
بر قند لب تو انگبین هم نرسد
کاهوبره با سکنجبین هم نرسد