رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
ای پیکِبهار! خون جگر میآیی
خاموشلب و شکسته پر میآیی
دیده وا از خواب سنگینت کنم
تازه ات سازم، بلورینت کنم
گیرم که چمنچمن بهار آرَد گل
بشکفته قیامتی به بار آرَد گل
هرچند شب است و تیرگی همساز است
ماهی به مسیر رود در پرواز است
با بیوه کجا مانده نباشی کردی
او را به در خویش «تلاشی» کردی
پیوند دل مرا گمانم ز ازل
با چشم تو بسته حضرت عزوجل
حالا که جهان چه خوب و بد در گذر است
پیش آر و به سفره نه چه خشک و چه تر است
نرمک، نرمک، دلم به بازی بردی
نوش تو که با ذره نوازی بردی
مردان سرِ دار و راهِ مردان سر دار
محراب و نمازگاه مردان سرِ دار
با قامتی از چراغ و ایمان و تفنگ
گاهی همه آب و گاهِ دیگر همه سنگ
هر لحظه به لب دیدهام او را لبخند
این بار رسید بازهم با لبخند
نقاش ازل به پرده های دل من
تصویر تو را کشیده جای دل من