رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
پاییز گذشت و برگ ریزان نشدیم
از این همه معصیت پشیمان نشدیم
سوغات برایِ دِه ندارد دلِ من
آهنگِ لقایِ دِه ندارد دلِ من
همیشه غم کشیدن سخت، سخت است
به آرامش رسیدن سخت، سخت است
یک هفته شده مرا پریشان کردی
در بلخ نبودم و تو گریان کردی
این مشت کمی است، باش ویرانتر از این
باید بشوی شکستهدندانتر از این
باد آمد و باد صبحگاهان آمد
باد از سوی دره پیچ پیچان آمد
شبانه می رود شب می شگوفد
شبانه در دلم تب می شگوفد
بر پلک خودش پولک زرین پاشید
بر گیسوی باغ، برگ نسرین پاشید
این عمر درخت بیثمر خواهد گشت
از اشک تمامِ جاده تر خواهد گشت
آهسته قدم به سرزمینم بِگُذار
پای از سر وَهم بر یقینم بِگُذار
یکباره هوا گرفت و باران بارید
هنگام بهار من زمستان بارید
پیش از تو دلی درین جهان شاد نبود
یک خانه درین دیار آباد نبود