رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
با بیوه کجا مانده نباشی کردی
او را به در خویش «تلاشی» کردی
پیوند دل مرا گمانم ز ازل
با چشم تو بسته حضرت عزوجل
حالا که جهان چه خوب و بد در گذر است
پیش آر و به سفره نه چه خشک و چه تر است
نرمک، نرمک، دلم به بازی بردی
نوش تو که با ذره نوازی بردی
مردان سرِ دار و راهِ مردان سر دار
محراب و نمازگاه مردان سرِ دار
با قامتی از چراغ و ایمان و تفنگ
گاهی همه آب و گاهِ دیگر همه سنگ
هر لحظه به لب دیدهام او را لبخند
این بار رسید بازهم با لبخند
نقاش ازل به پرده های دل من
تصویر تو را کشیده جای دل من
گدایی کرده از عزت چه گوییم
به پای غیر از غیرت چه گوییم
خون از بر و دوشِ آسمان گل بدهد
آتش ز زمین قیامتِ کل بدهد
ای جنّتِ ناتمامِ دنیاییِ من
ای زمزمهسازِ شور و شیداییِ من
چندی چو گذشت از سرِمردنِ من
چون خاک تکاند تار و پودِ تنِ من