رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
بی مرگ، کدام زندهگی را رنگ است؟
هر جای که زندهییست مرگآهنگ است
چطور از گندم بریان تان گفت
از آن بد مستی دندان تان گفت؟!
غبارِ غصهها محفل گرفته
خزان و خستهگیها دل گرفته
طلسم گاه و بیگاهم شکسته
نگاهِ خیره بر ماهم شکسته
به قلبم کژدم غربت خَویده
سراسر شیرهی جانم مکیده
عابر بشوی عصر خیابانها را
تاریک کنی پرسهی میدانها را
بغضی که همیشه در صدایت پیداست
راوی حماسهی غم کربوبلاست
جاری شده از بهشت اعلی برکات
آویزهی دست حوریان شاخه نبات
سوگند به كوه داغدار ابراهیم
ایران شده آه... بیقرار ابراهیم
هر غنچهی در خزان تو را میخواند
آلالهی بوستان تو را میخواند
خورشید! دلم ترانه خوانی خواهد
در پیری لحظه ها جوانی خواهد
نوروز پر از فّر و کیانت بینم
بر گنبدِ گردونِ جهانت بینم