رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
در دست غم و دهان آتش بودم
در ورطهی بیكران آتش بودم
چارانهی من جان و جهان است مرا
یعنی که شبیه سایبان است مرا
هر دو کان باد، هر دو شلغم اند
چار سو درد است اما بی غم اند
رهایی بخش ما آوای توحید
نگر آواز حق از نای توحید
چون چادر و یا كه شال می لرزاندم
در فصل قشنگ سال می لرزاندم
از پهنهی کوه میدوَم، جان دارم
به قصهی بعدِ مرگ ایمان دارم
یک گام به روی نعش یاران ماندند
یک گام به پشت سوگواران ماندند
خورشید شدم ز دیدن روی عدم
دیوانه شدم دوباره از بوی عدم
عقاب پیر کوهستان دورم
گهی کوهی بلند بی عبورم
یاد از تب و تاب موجِ دریا کردم
خوابم که نبرد آرزوها کردم
یک سخن در عشق دایم قابل یادآوریست
عاشقی از ریشه ناهمساز با هر داوریست!
گفتی به زن اجازه دعوا نمی دهند
تقصیر روسری است که ویزا نمی دهند