رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
احمد! نه پلنگ و نه شغال آمده است
کفران شده نعمت و زوال آمده است
دنیا همه تلخ، اهل دنیا همه تلخ
باران همه تلخ، آب دریا همه تلخ
احمد، احمد! زمین زمینی دگر است
ایمانِ کنونیان به دینی دگر است
این خانه نه سقف و نه ستون می خواهد
این عرصه نه شعر و نه جنون می خواهد
یا رب! گل سرخ دیگری بخش به ما
احمد رفته است، حیدری بخش به ما
واعظ گفت: دوزخ مخلّد سخت است
تاجر گفت: کسب کم درآمد سخت است
احمد! نه خدا بود و نه شیطان ما را
نی کفر بهانه شد، نه ایمان ما را
تا کی خود را به پیچ و تاب افکندن؟
با قول و قصیده در عذاب افکندن
احمد! نه به گندم است امیدم، نه به جو
یعنی نه به کهنه پایبندم نه به نو
احمد! نه طلوع می شناسم، نه غروب
از قحط شمال تا به طوفان جنوب
این قول اگر از هر دو جهان رد باشد
گوینده به هفت قبله مرتد باشد
اول حمد خدای قهار کنم
دوم نعت احمد مختار کنم