رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
نوروز، شکوه ابر و باران دارد
آغوش گشودهی فراوان دارد
نوروز کهن چراغ امیدی ماست
بر لوح زمان، قبای جاویدی ماست
آمد خبرم که باز نوروز آمد
با جوهر دیرینه، دلافروز آمد
امشب که در آیینه مرورم کردی
عاشق بودم دوباره کورم کردی
تا کی غم دنیای دلم را مانی
تا کی دل بیقرار را رنجانی
با حال و هوای دلت عادت کردم
با داغ دل غمزده خدمت کردم
ای عشق دل مرا به درد آوردی
آیینه شدم غبار و گرد آوردی
آرامش جان چشمهها خندهی توست
آیینهی رحمت و وفا خندهی توست
بیپرده بگویمت که آغوش آغوش!!
از خون انار عاشقت را در نوش
ای کودک ناز کابلی، نانت کو؟
ای قصه تلخ بلخ پایانت کو؟
هر چند كه ظاهرا كمی خاموشم
از فلسفه مثل موج ها، در جوشم
من: پرسش مغلقم، جوابم هستی
مضمون رباعیات نابم هستی