رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
بیگریه و سوز و ساز محزون خفته
چون عاشقِ یار مرده در خون خفته
گفتند به من که از سفر میآیی
من منتظرم، بگو اگر میآیی
ای دوست بیا سر من و درگاهت
این کوه بلند آرزو کوتاهت
حق پشتی و مرتضی علی مولایت
طغرایِ محمّدی لوا آرایت
جانا منشین مگو که تنها شده ای
برخیز که همبستر دریا شده ای
دل عشق گزید،نقشِ عصیان زدمش
دریا طلبید سر به طوفان زدمش
باید که گناه را فراموش کنیم
قدری به سکوت قبرها گوش کنیم
تنگ است دلم، مسیچه پروازی کن!
بیهمنفسم، نسیم آغازی کن!
ای پیکِبهار! خون جگر میآیی
خاموشلب و شکسته پر میآیی
دیده وا از خواب سنگینت کنم
تازه ات سازم، بلورینت کنم
گیرم که چمنچمن بهار آرَد گل
بشکفته قیامتی به بار آرَد گل
هرچند شب است و تیرگی همساز است
ماهی به مسیر رود در پرواز است