رباعیهای افغانی و فارسی کلاسیک در کابلستان. رباعیات فلسفی، عرفانی و عاشقانه با الهام از میراث ادبی افغانستان. مطالعه آنلاین رباعیهای افغانستانی برای دوستداران شعر کوتاه و پرمعنا.
بر پشت در سرای دزدان
پولیس ملی شده نگهبان
نی مژدهٔ باغ، رهگذارانِ تو راست
نی مقدمِ خیر، باد و بارانِ تو راست
طفلان یتیم بی سریم ای ساقی
مرغان اسیر بی پریم ای ساقی
ساقی کرمی! تشنهلبان را دریاب
این خیل جگر سوختگان را دریاب
مرگ آمد و معنی زمان دیگر شد
غمنامهٔ خون مردمان از سر شد
ای دشتِ تهی! بتّهکنانت چه شدند؟
چوپان بچههایِ نوجوانت چه شدند؟
خرگری خوب است صد افسوس دمُب خر شدم
بر در همسایه ها زانو زدم، چاکر شدم
بی آنکه به انتظار، خون گریه کنند
بی آنکه ز زندگی برون گریه کنند
او در دل این شور و هیاهو مانده است
در بلخ به ما توان بازو مانده است
تا دامنِ آفتاب در چنگِ من است
با هرچه شب است و تیرگی، جنگِ من است
آن شب که سخن چو بیهقی می گفتی
با لطف بیان ازرقی می گفتی
در صحن شما عشق تلاطم کرده
باران به روی سنگ تیمم کرده