محمدموسی اکبری، عکاس پیشکسوت افغانستانی، همزمان با روز جهانی عکاسی، در گفتوگویی به بررسی وضعیت عکاسی در افغانستان و چالشهای پیشروی این هنر پرداخت.
فقدان عکاسی حرفهای در افغانستان
اکبری با اشاره به تاریخ عکاسی در افغانستان، اظهار کرد که طی چند دهه گذشته، رشته عکاسی در دانشکده هنرهای زیبای افغانستان وجود نداشته و بیشتر عکاسان یا بهصورت آماتور وارد این حوزه شدهاند یا در رشته ژورنالیسم تحصیل کرده و تا اندازهای با عکاسی آشنا شدهاند.
وی افزود که بسیاری از عکاسان افغانستان به دلیل نیازهای اقتصادی و نبود فرصتهای حرفهای، به سمت عکاسی خبری رفتند و این امر باعث شد که تصویر غالب افغانستان در افکار عمومی جهان با جنگ، گرسنگی، فقر و خرابی گره بخورد.
رسانهها و تصویر سیاه از افغانستان
اکبری با انتقاد از نقش رسانههای خارجی در شکلدهی به تصویر افغانستان، گفت: «متأسفانه در نتیجه این روند، تصویر مثبت از افغانستان کمتر تولید و منتشر شده و آنچه در رسانههای جهان از افغانستان بازنمایی شد، عمدتاً چهرهای جنگزده و بحرانزده بود.»
وی تأکید کرد که «ثبت واقعیت» با «ساختن روایت از واقعیت» تفاوت دارد و اگرچه جنگ و ویرانی بخشی از واقعیت افغانستان است، اما نباید تمام واقعیت این کشور در همین بخش خلاصه شود.
افغانستان فقط جنگ نیست
این عکاس پیشکسوت با اشاره به ظرفیتهای نادیدهشده افغانستان، گفت: «افغانستان فقط جنگ، فقر و گرسنگی نیست؛ این کشور تاریخ، فرهنگ، هنر، معماری، طبیعت و اقوام و فرهنگهای متنوعی دارد که هرکدام میتواند برای یک عکاس سوژهای جدی و ارزشمند باشد.»
وی با اشاره به تجربه شخصی خود از زندگی در ایران، اظهار داشت که بسیاری از مردم ایران، افغانستان را درست نمیشناسند و تصویری که از این کشور دارند، بیشتر تحت تأثیر روایتهای رسانهای از جنگ و بحران شکل گرفته است.
هدف از عکاسی؛ معرفی زیباییهای افغانستان
اکبری با بیان اینکه به همین دلیل وارد حوزه عکاسی افغانستان شد، عنوان کرد: «تصویر جنگ و خرابی نیز بخشی از کار من بوده است، اما تلاش کردهام همه افغانستان را در جنگ و ویرانی خلاصه نکنم و برخلاف موج غالب روایتگری، به معرفی جنبههای مثبت کشورم نیز بپردازم.»
وی با اشاره به دشواری شکستن تصویر کلیشهای از افغانستان، گفت که رسانهها معمولاً به دنبال خبر داغ هستند و اغلب این خبرها که مربوط به جنگ، انفجار و بحران هستند، مخاطب بیشتری دارند.
عکاسان خارجی و سیاهنمایی افغانستان
اکبری با اشاره به فعالیت عکاسان خارجی در افغانستان، گفت که عکاسانی مانند استیو مککری و رضا دقتی بخشی از شهرت حرفهای خود را مدیون عکسهایی هستند که در افغانستان گرفتهاند، اما بخش قابلتوجهی از این تصاویر به جنگ و چهره بحرانزده افغانستان مربوط میشود.
وی افزود که این عکاسان میتوانستند در کنار ثبت جنگ و بحران، بخشهای دیگری از افغانستان را نیز به تصویر بکشند؛ اما فضای رسانهای و نوع تقاضای موجود باعث شد روایت جنگ و ویرانی بیشتر دیده شود.
مسئولیت هنرمندان و رسانههای افغانستان
اکبری با انتقاد از عملکرد برخی هنرمندان افغانستان، گفت که بخشی از مسئولیت این وضعیت متوجه خود هنرمندان و رسانههای این کشور است.
«متأسفانه برخی هنرمندان افغانستان به جای اینکه از فرصت حضور در رسانهها برای معرفی کشور استفاده کنند، افغانستان را به سکوی پرش شخصی خود تبدیل کردند و برای ساختن یک پرونده سیاسی یا حرفهای، بیشتر بر نمایش چهره سیاه کشور تمرکز کردند.»
وی تأکید کرد که خبرنگاران و خبرگزاریهای افغانستان در این زمینه مسئولیت بزرگی دارند و باید برای معرفی درست کشور و روشن کردن ابعاد کمتر دیدهشده افغانستان تلاش کنند.
خاطره سفیر فرانسه
اکبری با اشاره به نخستین نمایشگاه خود در سال ۱۳۸۵ با عنوان «نگاه آشنا» در مرکز فرهنگی فرانسه، گفت که سفیر فرانسه حدود یک ساعت و نیم تکتک عکسها را دید و در پایان گفت: «من افغانستان را با عکسهای موسی اکبری گشتم و شناختم.»
وی افزود که سفیر فرانسه پیشنهاد برگزاری نمایشگاه بعدی در فرانسه را مطرح کرد، اما اکبری این پیشنهاد را نپذیرفت.
آرزوی تغییر تصویر افغانستان
اکبری در پایان با تأکید بر ضرورت تغییر تصویر افغانستان، گفت: «آرزو دارم روزی برسد که چهره واقعی و زیباییهای افغانستان دیده و معرفی شود و نگاه مردم نسبت به این کشور تغییر کند. افغانستان برای معرفی شدن، فقط به روایت جنگ نیاز ندارد؛ این کشور باید با تمام واقعیتش دیده شود؛ هم رنجها و بحرانهایش و هم زیباییها، تاریخ، فرهنگ و مردمانش.»
