آخرین اشعار

میروم حال راهی سفرم

میروم حال راهی سفرم
با دل خون و چشم‌های ترم

از خودم، از تو از همه دنیا
از دعاهای مادر و پدرم

روزهایم عجیب پر شده‌اند
از سیاهی و درد، در نظرم

شاخه‌هایم همیشه پاییزیست
چون درختان خشک و بی‌ثمرم

روشنی لحظه‌یی برایم نیست
من که شب‌های سرد بی‌سحرم

میروم خسته از همه دنیا
تا به آغوش او پناه برم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه