این کفتر مسافر بی جستجو منم
این روح نامراد تر از آرزو منم
هر کس کنار هم نفس خویش می تپد
با خویش در معامله و گفتگو منم
از هر چه آفریده خداوند در جهان
هر چه که است خسته و دلتنگ او منم
رویای منتشر شده در جان من تویی
گم گشته از دیار تمنای تو منم
گیتارم و فتاده ام از ساز از سرود
فریاد انتظار به پشت گلو منم