چون کاه در برابر یک کوه خستهام
دلتنگم و برابر یک کوه خستهام
چون آبهای تشنه مردابها ملول
چون سنگهای پر پر یک کوه خستهام
از بالهای رو به زمین کلاغها
مثل عقاب بر سر یک کوه خستهام
مثل گیاه سرکشی در چنگ خارها
پهلوی سنگ در بر یک کوه خستهام
نشانه شبی نه صفای ستارهای
هم چون چراغ سنگر یک کوه خستهام
غمگینم و به وسعت یک دشت بیکسم
دلتنگم و برابر یک کوه خستهام