آخرین اشعار

انجماد

چندی است منجمد شده دست و نگاه من
ساكت شده است وسوسه ی گاه گاه من

یعنی در انفعال خودم مایه بسته ام
طیفی نرسته است ز رنگ سیاه من

دلتنگ یك نفس به تبسم رسیدنم
آیا كلید می خورد آخر پگاه من؟

قحط است روشنایی از آن سان كه خلق را
چندین محاق گشته فراموش ماه من

این گونه در بسیط خودم سنگ میشوم
جز مرگ، هیچ چیز، نباشد پناه من

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه