آخرین اشعار

ماه منی

غم به خوابم هجوم آورد و گفت در چنته ی سیاه منی
هرچه از چاله سر برون آری، باز در چنگ تیز چاه منی

خواب دیدم که هفت خوان بود و پرده در پرده بیم جان بود و
در دلم درد بیکران بود و… خواب دیدم تو را که ماه منی

پس زدم پرده های مخمل را، دیدم آن روشنای اول را
ماهِ در جامه ی مبدل را، ماه فرمود در پناه منی

آه موسای بی نیاز عصا، آه ای هفتمین ثبوت خدا
بشکن این نیل بی مروت را، که تو همواره نور راه منی

ماه من، هرچه هست و نیست تویی، عشق هرجا که هست، کیست؟ تویی
کاظمین تو قبله گاه من است، چه بخوانم تو را، اله منی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه