آخرین اشعار

دلم شور افتاده

دلم شور افتاده، در می زنند
در خانه را بی خبر می زنند

صدا بس که شوم است، گنجشک ها
سراسیمه از بام پر می زنند

درِ خانه آتش گرفته چرا؟
چرا شعله ها هم به سر می زنند؟

چرا بغض دارد دل کودکان؟
چه حرفی مگر با پدر می زنند؟

کسی بین دیوار و در مانده است
ولی ضربه را سخت تر می زنند

پر از جای خالیّ زهرا شده
به هر جای خانه که سر می زنند

دوباره صدای در خانه است
دلم شور افتاده، در می زنند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه