دلش به اقلیمی گرمسیر میماند
نباشد از دو جهان زمهریر میماند
به خندهاش با درماندگان نگاه نکن
که تیغ دست بگیرد به شیر میماند
علی است حصن حصینی که قلب آدمها
به دلبخواهِ خود آنجا اسیر میماند
سیادتی هم اگر هست در جهان از اوست
وگرنه آدم مفلس فقیر میماند
سقیفه بر سر اهلش خراب خواهد شد
نفاق میرود اما غدیر میماند
بگو ردای خلافت به تن کنند؛ علی
امیر هست و همیشه امیر میماند
جهانِ بعد علی کاسهای است دریوزه
که رو به کوفهی بی دستگیر میماند
به آسمان شب و ماه خوب دقت کن
به کودکی با یک ظرف شیر میماند