دوبیتیهای افغانی و فولکلور فارسی را در بخش اشعار کابلستان بخوانید. دوبیتیهای کوتاه عاشقانه و حکیمانه با ریشه در فرهنگ خراسان و افغانستان. کاوش در دوبیتیهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر مردمی و سنتی فارسیزبان.
فرو مرده چراغ آسمانه
بر افتاده شکوه آشیانه
صدایی در گلویم خانه کرده
که دنیایِ مرا ویرانه کرده
زنگ دل را آمدی صیقل شدی
زرد بودم، یک بغل جنگل شدی
خداوندا تو که دانای رازی
برای هر غمی تو چاره سازی
دلت شهرِ پریشانی است عاشق
نصیبت نابسامانی است عاشق
گفتی که مرا دوست نداری، خیر است
سرگرم هزار گونه کاری، خیر است
بهار امسال ماتم میفروشد
متاعِ خون به آدم میفروشد
من و تو سبزهٔ یک جویباریم
من و تو قصّهٔ یک روزگاریم
دو خوشه یاسمن دارم برایت
غزل از هر چمن دارم برایت
افتد گذرش سمت دو راهی که منم
باران بدهد دست گیاهی که منم
نخواه رنج مرا مثل موت طولانی
نخواه عمر مرا مثل دامنت کوتاه
مگر این شام یلدا را سحر نیست؟
درختان را نگهبان جز تبر نیست؟