دوبیتیهای افغانی و فولکلور فارسی را در بخش اشعار کابلستان بخوانید. دوبیتیهای کوتاه عاشقانه و حکیمانه با ریشه در فرهنگ خراسان و افغانستان. کاوش در دوبیتیهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر مردمی و سنتی فارسیزبان.
عزیزم، این جهان شهر فرنگ است
سیاه و سرخ و سبز و رنگ رنگ است
در خود می گریم و به کس غم ندهم
من زخمم را به هیچ مرهم ندهم
گمراهم و تو یگانه راهی ای دوست!
این تنهایی را تو پناهی، ای دوست
چشمان کسی غزلسرا ساخت مرا
از خوشتن خویش رها ساخت مرا
نشانی از شکوه بامیان داشت
غمِ آوارگی، پروای نان داشت
اگر چه دورم و دنیای دردم
بدونت با همه کس در نبردم
در آینه عکس جمال تو خوش است
وزدیده خود خواب و خیال تو خوش است
شفق از کوچه ما سر نکرده
سپیدی قلعه را باور نکرده
اسیر نابسامانی شده دل
پریشان چون پریشانی شده دل
خدایا! آسمانت گرد دارد
زمینت تا کجا نامرد دارد
مرا پیمانه و خم میشناسد
شریك درد مردم میشناسد
گلِ رویت بهارستانِ شاعر
شمیمِ گیسوانت جانِ شاعر