دوبیتیهای افغانی و فولکلور فارسی را در بخش اشعار کابلستان بخوانید. دوبیتیهای کوتاه عاشقانه و حکیمانه با ریشه در فرهنگ خراسان و افغانستان. کاوش در دوبیتیهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر مردمی و سنتی فارسیزبان.
درخت و نوبهار و بیشه آنجاست
خیال و خاطر و اندیشه آنجاست
بلند و عاشق و آزاده نوروز
چو تاریخ استوار ایستاده نوروز
بهار آمد بهار مهر و باران
چمن کردهست آهو را غزلخوان
نه تنها من که یلدا بیمزار است
بدون بامیان و قندهار است
دلم به سوگ غریبانۀ تو میسوزد
به جان زخمی و زولانه، تو میسوزد
دلم برده به «کابل» عشق و یادت
که با «پغمان» یادت کرده عادت
خورشید اسیر دام مردم نشود
مه آیینه ی کجی گژدم نشود
بعد از تو غزل، غزل نمیشد ديگر
حسّی، به غزل بدل نمیشد ديگر
نخواهد ماند خالی بعد ازین مَشک وفا، زیرا
به دریا وام دادم، بازوی آب آور خود را؟
بیا تا زندگی افسانه سازیم
قمار عاشقی مردانه بازیم
چو برگ خسته در دستان بادم
ز خش خش های خود غمگین و شادم
وطن «بودا»ی من ای «نیروانه»
«اهورا»ی منی ای جاودانه