دوبیتیهای افغانی و فولکلور فارسی را در بخش اشعار کابلستان بخوانید. دوبیتیهای کوتاه عاشقانه و حکیمانه با ریشه در فرهنگ خراسان و افغانستان. کاوش در دوبیتیهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر مردمی و سنتی فارسیزبان.
از مویۀ آفتاب در سوگ شعاع
آن "سید مرد" و آیینه مند و شجاع
حجت که امام، بر دوایل آیینه است
"سید" که جلودار و جمال دین است
خون کردن ما جواز دارد ای دوست!
خون کردن، رمز و راز دارد ای دوست!
در بیشۀ ننگ و نیستی لانه زدند
بر دست و دل عقاب، زولانه زدند
بهار آید چو پیدایت کنم یار
ز گل خلخال بر پایت کنم یار
الهی تا همیشه سبز باشی
الا ای عشقپیشه! سبز باشی
با آن که گذشت عمر، عاشق ماندم
در عشق تو پاکباز و صادق ماندم
به مغزم مار و عقرب میله دارد
به خود میپیچم و تب میله دارد
غریب و بی کس و بی سر نوشتم
من آن تبعیدیی باغ بهشتم
نگاهش در دل من آتش افروخت
نمیخواهم ولیکن بایدم سوخت
غرور قلب تنهایم شکسته
کبوتر در غمم تنها نشسته
کسی بر درب امید دگر شد
کسی از شور و مستی اش نظر شد