دوبیتیهای افغانی و فولکلور فارسی را در بخش اشعار کابلستان بخوانید. دوبیتیهای کوتاه عاشقانه و حکیمانه با ریشه در فرهنگ خراسان و افغانستان. کاوش در دوبیتیهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر مردمی و سنتی فارسیزبان.
شدم خیس غزل در کوی بلخی
معطر از نفس از بوی بلخی
چرا کابل گدای جاودان شد؟
بهارانش همانند خزان شد
منم کابل شده بر باد تاراج
همان بلخی که هست غمگین و ناشاد
ز "بیدل" توشه های دل گرفتم
نهان از دیده ها منزل گرفتم
با نام خدا که داد هستی ما را
اندیشۀ روشنیپرستی ما را
ما راست اگر بهاری و پاییزی
چون باغ، نهایم غیرِ رنگآمیزی
شعری که تو نیستی در آن، بیمعناست
بی تو نه سخن، که این جهان بیمعناست
ای کاش تفنگ میگرفتی، نه قلم
در دست فشنگ میگرفتی، نه قلم
قربان شما که رستگارید همیش
از خوابتران روزگارید همیش
آن، مُلکِ من است، شهر من، کشور من
خاک من و خاک پدر و مادر من
روبوسی عشقی هوا، با خاک است
بسیار زیاد آشنا با خاک است
قیام خون و خنجر دیده مردم
شهادت را مکرر دیده مردم